خلاصه کتاب حسش نیست – سید محمد حسنی زاده

خلاصه کتاب حسش نیست - سید محمد حسنی زاده

خلاصه کتاب حسش نیست ( نویسنده سید محمد حسنی زاده )

آیا شما هم زیاد می گویید حسش نیست؟ خلاصه کتاب حسش نیست اثر سید محمد حسنی زاده دقیقاً برای شماست که می خواهید با ریشه های بی انگیزگی خداحافظی کنید و راهکارهای عملی و اثربخش برای غلبه بر اهمال کاری و افزایش بهره وری را یاد بگیرید. همه ما بارها و بارها این جمله جادویی را به کار برده ایم. وقت هایی که باید پروژه کاری را شروع کنیم، کتاب بخوانیم، ورزش کنیم، یا حتی یک کار ساده خانگی را انجام دهیم، اما یک صدای درونی می گوید: حسش نیست! این فقط یک حس گذرا نیست؛ گاهی وقت ها به یک مانع بزرگ در مسیر موفقیت و حال خوبمان تبدیل می شود. اما نگران نباشید، سید محمد حسنی زاده در کتاب «حسش نیست» نه تنها این پدیده را واکاوی می کند، بلکه برایش راهکارهای بومی و کاربردی هم پیشنهاد می دهد. اگر وقت کافی برای خواندن کل کتاب را ندارید، این خلاصه کاربردی مثل یه نقشه راه، دست شما رو می گیره و تمام نکات کلیدی، دلایل اصلی این وضعیت و مهم ترین تمرین های عملی رو براتون روشن می کنه تا بتونید با این حس مزاحم مقابله کنید و دوباره کنترل زندگی تون رو به دست بگیرید.

حسش نیست یعنی چی اصلاً؟ (یه نگاه عمیق به فصل اول کتاب)

وقتی می گیم حسش نیست، منظورمون چیه؟ آیا فقط یه بی حوصلگی ساده ست؟ سید محمد حسنی زاده تو کتابش به ما یاد می ده که این عبارت فراتر از چیزیه که فکر می کنیم. حسش نیست یه وضعیت روانی پیچیده ست که می تونه مثل یه غول کوچولو جلوی انجام کارهامون رو بگیره. این حس، همون موقعی میاد سراغمون که می دونیم کاری هست که باید انجامش بدیم، از اهمیتش باخبریم، اما یه جور کشش درونی برای شروع کردنش نداریم.

فقط یه بی حوصلگی ساده نیست!

این حس، با بی حوصلگی معمولی فرق می کنه. بی حوصلگی ممکنه با کمی استراحت یا تغییر محیط از بین بره، اما حسش نیست عمیق تره. این حالتیه که ممکنه همراه با احساس گناه یا حتی اضطراب باشه. مثلاً وقتی می دونید باید برای امتحان فردا درس بخونید، اما هر کاری می کنید، چشمتون به کتاب نمی ره. یا وقتی می دونید باید یه ایمیل مهم رو بفرستید، اما انگشتاتون روی کیبورد قفل شده. این حس، فعالیت ها و تصمیمات روزمره مون رو به شدت تحت تأثیر قرار می ده و حتی می تونه باعث بشه فرصت های خیلی خوبی رو از دست بدیم.

تصور کنید می خواستید یه مهارت جدید یاد بگیرید، یه کسب وکار راه بندازید، یا حتی یه مکالمه مهم با یکی از عزیزانتون داشته باشید. اما درست همون لحظه که باید دست به کار می شدید، صدای حسش نیست تو گوشتون پیچیده و شما رو متوقف کرده. اینجاست که می فهمیم این پدیده، خیلی قدرتمندتر از یه بی حوصلگی ساده ست و می تونه زندگی ما رو از مسیرش خارج کنه.

تفاوت حسش نیست با تنبلی محض

شاید بپرسید: خب، تنبلی و حسش نیست چه فرقی با هم دارن؟ آیا این دو تا یکی نیستن؟ کتاب «حسش نیست» به ما نشون میده که نه، این دو تا با هم فرق دارن و این تفاوت خیلی مهمه. تنبلی معمولاً به یک انتخاب آگاهانه برای عدم انجام کار برمی گرده؛ یعنی می دونیم که باید کاری رو انجام بدیم و تواناییش رو هم داریم، اما ترجیح می دیم استراحت کنیم یا کار دیگه ای انجام بدیم که لذت بخش تره. تو تنبلی، اغلب احساس گناه کمتری وجود داره یا اصلاً نیست.

اما حسش نیست فرق می کنه. وقتی می گیم حسش نیست، شاید واقعاً می خوایم اون کار رو انجام بدیم، از اهمیتش آگاهیم و حتی از پیامدهای انجام ندادنش می ترسیم، اما یه جور قفل درونی به ما اجازه شروع نمی ده. در واقع، تو حسش نیست، ما با یه مقاومت درونی مواجه هستیم که فراتر از صرفاً یه انتخاب برای استراحت کردنه. این حس، اغلب با یه بار روانی سنگین همراهه، مثل استرس، اضطراب و احساس ناتوانی. درک این تفاوت به ما کمک می کنه تا با خودمون مهربون تر باشیم و به جای سرزنش کردن، دنبال ریشه ها و راهکارها بگردیم.

وقتی بفهمیم که این حس، همیشه از تنبلی نمیاد، بلکه ممکنه ناشی از عوامل عمیق تری باشه، می تونیم با رویکرد بهتری به سراغش بریم و به جای اینکه خودمون رو برای تنبلی سرزنش کنیم، سعی کنیم دلایل اصلیش رو پیدا و برطرف کنیم. این نگاه، همون چیزیه که سید محمد حسنی زاده تو کتابش به ما یادآوری می کنه.

چرا این حسش نیست میاد سراغمون؟ (کشف دلایل اصلی از منظر فصل دوم کتاب)

حالا که فهمیدیم حسش نیست فقط یه بی حوصلگی ساده نیست، وقتشه ببینیم این حس از کجا میاد و ریشه هاش چیه. سید محمد حسنی زاده تو فصل دوم کتابش، به خوبی این ریشه ها رو دسته بندی می کنه. بیاین با هم نگاهی بندازیم به دلایلی که این حس مزاحم رو تو زندگی مون ظاهر می کنه.

عوامل روانشناختی پنهان

  • ترس از شکست یا کمال گرایی: شاید باورتون نشه، اما یکی از بزرگترین دلایل حسش نیست، کمال گراییه! وقتی می خوایم همه چیز عالی و بی نقص باشه، اونقدر فشار روانی روی خودمون می ذاریم که مغزمون برای فرار از این فشار، کلاً فرمان حسش نیست رو صادر می کنه. ترس از شکست هم دقیقاً همینطوره؛ از اینکه مبادا کار رو خراب کنیم یا اونطور که باید از آب درنیاد، کلاً ترجیح می دیم شروع نکنیم.

  • نداشتن وضوح و هدف: فرض کنید می خواید یه سفر برید، اما نمی دونید مقصد کجاست، با کی می خواید برید، چطوری برید… خب معلومه که انگیزه ای برای حرکت پیدا نمی کنید! تو کارها هم همینه. وقتی هدفمون واضح نیست، یا نمی دونیم قدم بعدی چیه، مغز گیج می شه و فرمان حسش نیست رو صادر می کنه. اهداف مبهم مثل یه مه غلیظه که جلوی دید ما رو می گیره و ما رو متوقف می کنه.

  • خستگی روحی و جسمی: این یکی خیلی واضحه. وقتی بدنتون کوفته و خسته ست، یا ذهنتون از فکر و خیال پر شده و خسته شده، آیا انتظار دارید با شور و اشتیاق برید سراغ کارهاتون؟ قطعاً نه! خستگی مفرط، چه جسمی و چه روحی، سطح انرژی و انگیزه رو به شدت پایین میاره و حسش نیست رو دعوت می کنه به زندگی مون.

  • افکار منفی و باورهای محدودکننده: این حرف ها رو شنیدید؟ من نمی تونم، این کار خیلی سخته و از پسش برنمیام، من همیشه تنبل بودم و هیچ وقت عوض نمیشم. این افکار منفی و باورهای محدودکننده، مثل یه وزنه سنگین به پاهامون بسته می شن و اجازه حرکت نمی دن. اون ها پیشاپیش به مغزمون می گن که این کار به درد نمی خوره یا تو نمی تونی، و نتیجه اش همون حسش نیست معروفه.

تأثیر محیط اطراف و آدم ها

  • محیط نامناسب و عوامل حواس پرتی: محیطی که توش کار می کنیم یا درس می خونیم، تأثیر فوق العاده ای روی انگیزه ما داره. یه میز شلوغ و نامنظم، یا دائم چک کردن شبکه های اجتماعی و نوتیفیکیشن ها، تمرکز رو از بین می بره و مغز رو از حالت انجام کار خارج می کنه. در چنین محیطی، خیلی راحت تر حس می کنیم حسش نیست!

  • تأثیر افراد منفی باف و انتظارات دیگران: آدم هایی که دور و برمون هستن، روی ما تأثیر می ذارن. اگه مدام در معرض آدم های منفی باف یا کسانی باشیم که همیشه از کارهامون ایراد می گیرن، یا انتظارات غیرواقعی از ما دارن، انگیزه ما تحلیل میره. این فشار بیرونی می تونه باعث بشه که کلاً برای فرار از قضاوت ها، بگیم حسش نیست و هیچ کاری نکنیم.

نقش جسم و سلامتی در حسش نیست

گاهی اوقات، دلیل اصلی حسش نیست خیلی ساده و فیزیکیه. تغذیه ناسالم، کمبود خواب و نداشتن فعالیت بدنی کافی، مثل سمیه که انرژی بدن رو می کشه و ذهن رو مه آلود می کنه. وقتی بدن انرژی لازم رو نداره، چطور انتظار داریم ذهنمون فرمان شروع بده؟ وقتی شب ها خوب نمی خوابیم، صبح ها با خستگی و بی حوصلگی از خواب بیدار میشیم. یا وقتی تغذیه مون پر از قند و غذاهای فرآوری شده ست، انرژی مون یهو میاد بالا و بعد یهو خالی میشه. این نوسانات، بستر رو برای حسش نیست فراهم می کنه.

سید محمد حسنی زاده تأکید می کنه که توجه به این عوامل فیزیولوژیکی، بخش مهمی از غلبه بر این حس ناخوشاینده. شما نمی تونید با یه بدن خسته و یه ذهن مه آلود، انتظار انگیزه های فوق العاده داشته باشید.

پس چکار کنیم که حسش بیاد؟ (راهکارهای عملی فصل سوم کتاب)

تا اینجا حسابی واکاوی کردیم که حسش نیست از کجا میاد و چه دلایلی داره. اما خب، هدف اصلی این کتاب و این خلاصه، اینه که به ما راهکار بده. سید محمد حسنی زاده تو فصل سوم کتابش، یه عالمه راهکار عملی و اثربخش رو معرفی می کنه که می تونیم با کمک اون ها، این حس مزاحم رو کنار بذاریم و به جاش شور و انگیزه رو به زندگی مون دعوت کنیم. بیاین ببینیم چطور می تونیم حسش بیاد!

اول از همه، ذهنیتت رو عوض کن!

اولین و شاید مهم ترین قدم، تغییر نگاه و طرز فکر ماست. حسش نیست بیشتر یه بازی ذهنیه تا یه مشکل جسمی.

  • اصل اینرسی: شروع با گام های کوچیک: یادتونه تو فیزیک می گفتن جسم ساکن تمایل داره ساکن بمونه و جسم متحرک تمایل داره به حرکتش ادامه بده؟ این دقیقاً همون چیزیه که حسنی زاده تو کتابش بهش اشاره می کنه. اگه یه کار خیلی بزرگ رو یهو بخوایم شروع کنیم، مغزمون مقاومت می کنه. اما اگه فقط یه گام کوچیک برداریم، اینرسی رو می شکنیم و اون حس حرکت کردن به سراغمون میاد. مثلاً به جای اینکه بگید امروز باید کل خونه رو تمیز کنم، بگید فقط ظرف های تو سینک رو می شورم. همین قدم کوچیک، می تونه موتور انگیزه شما رو روشن کنه.

  • تکنیک ۵ ثانیه: این یکی از قوی ترین راهکارهاست. هر وقت حس کردید حسش نیست، قبل از اینکه مغزتون فرصت بهانه تراشی پیدا کنه، از ۵ تا ۱ بشمارید و همون لحظه شروع کنید. ۵، ۴، ۳، ۲، ۱… حرکت! این تکنیک، در واقع، فرماندهی مغز رو از بخش منطقی که دائم دنبال بهانه ست، به بخش اجرایی منتقل می کنه. با این کار، قبل از اینکه فرصت فکر کردن به پیامدها و سختی ها رو داشته باشید، وارد عمل شدید.

  • بازتعریف اهداف: اهداف بزرگ و کلی، می تونن ترسناک باشن. به جای اینکه بگید باید یک کتاب بنویسم، اهداف رو به بخش های کوچیک تر و قابل دسترس تقسیم کنید: امروز یک صفحه از کتاب رو می نویسم یا فقط عنوان بخش ها رو مشخص می کنم. این کار باعث میشه حس اضطراب کمتری داشته باشید و شروع کار راحت تر بشه.

با زمان و انرژیت رفیق شو!

مدیریت درست زمان و انرژی، نقش کلیدی تو غلبه بر حسش نیست داره.

  • تکنیک پومودورو و اهمیت استراحت های کوتاه: این تکنیک معروف می گه که ۲۵ دقیقه روی یه کار تمرکز کنید و بعد ۵ دقیقه استراحت کنید. این کار باعث میشه مغزتون خسته نشه و بتونه برای مدت طولانی تری با تمرکز کار کنه. استراحت های کوتاه، حس خستگی و حسش نیست رو از بین می بره و شما رو سرحال نگه می داره.

  • برنامه ریزی مؤثر و اولویت بندی: هر روز صبح، سه تا از مهم ترین کارهاتون رو مشخص کنید و قول بدید که اون ها رو انجام بدید. وقتی کارهاتون اولویت بندی شده باشه و بدونید دقیقاً چی باید انجام بشه، دیگه کمتر با سردرگمی و حسش نیست مواجه می شید. یه لیست کارهای کوچیک و مشخص، مثل یه نقشه راه عمل می کنه.

انگیزه درونی رو پیدا و تقویت کن

انگیزه واقعی از درون ما میاد، نه از بیرون.

  • یافتن چرای عمیق تر هر فعالیت: چرا این کار رو انجام میدم؟ دلیل اصلی، عمیق و ارزشمند پشت هر فعالیت چیه؟ آیا برای رشد شخصیه؟ برای کمک به دیگرانه؟ برای رسیدن به یک هدف بزرگتره؟ وقتی چرای خودتون رو پیدا کنید، اون وقت حسش نیست کم رنگ میشه و یه نیروی درونی شما رو به جلو هل میده.

  • سیستم پاداش دهی به خود: برای هر قدم کوچیک یا هر کاری که با موفقیت انجام می دید، برای خودتون یه پاداش کوچیک در نظر بگیرید. این پاداش می تونه یه استراحت کوتاه، یه فنجان چای، یا حتی گوش دادن به یه آهنگ مورد علاقه باشه. این کار مغز رو به انجام کارها تشویق می کنه.

محیطت رو تغییر بده، زندگیت عوض میشه!

محیط اطراف ما، تأثیر زیادی روی حال و هوای ما داره.

  • ایجاد فضای کار یا مطالعه الهام بخش: میز کارتون رو مرتب کنید. یه گلدون کوچیک بذارید، عکس های الهام بخش بچسبونید. یه محیط تمیز و منظم، به ذهنتون کمک می کنه تا بهتر تمرکز کنه و کمتر حس حسش نیست به سراغش بیاد.

  • حذف عوامل حواس پرتی (موبایل، شبکه های اجتماعی): این یکی از مهم ترین هاست! نوتیفیکیشن های موبایل رو خاموش کنید. تب های اضافی مرورگر رو ببندید. هر چیزی که می تونه تمرکز شما رو به هم بزنه، از دسترس خارج کنید. وقتی حواس پرتی ها کم بشن، مغزتون راحت تر می تونه روی کار اصلی تمرکز کنه.

یکی از مهم ترین درس های کتاب حسش نیست اینه که انگیزه بعد از اقدام میاد، نه قبل از اون! پس منتظر نمونید تا حسش بیاد، فقط شروع کنید.

چی حسش رو از بین می بره؟ (بررسی عادات مخرب از دیدگاه فصل چهارم کتاب)

همونقدر که دونستن راهکارها برای غلبه بر حسش نیست مهمه، شناختن چیزهایی که این حس رو تقویت می کنن و از بین بردنشون هم حیاتیه. سید محمد حسنی زاده تو فصل چهارم کتابش، به عادت های مخربی اشاره می کنه که ناخواسته ما رو تو دام حسش نیست میندازن. بیایید ببینیم این عادت ها چی هستن و چطور می تونیم باهاشون مقابله کنیم.

عادت های منفی رو بشناس و باهاشون خداحافظی کن

بعضی عادت ها مثل سم عمل می کنن و آروم آروم انگیزه و حال خوبمون رو ازمون می گیرن:

  • مصرف بی رویه محتوای بی ارزش: چند ساعت از روز رو تو شبکه های اجتماعی می گذرونید، یا بی هدف کانال های تلویزیون رو بالا و پایین می کنید؟ اینجور محتواها نه تنها ارزشی به زندگی تون اضافه نمی کنن، بلکه مغزتون رو شرطی می کنن که دنبال لذت های فوری و آسون باشه. وقتی مغز به این لذت های دم دستی عادت کنه، دیگه حس و حالی برای کارهای مهم تر و پرزحمت تر باقی نمی مونه و حسش نیست میاد سراغتون.

  • مقایسه دائمی خود با دیگران: این روزها با وجود شبکه های اجتماعی، خیلی راحت تر از قبل می تونیم زندگی خودمون رو با زندگی بقیه مقایسه کنیم. اما معمولاً فقط بخش های خوب و موفقیت های آدم ها رو می بینیم. این مقایسه های دائمی، باعث میشه حس ناکافی بودن، حسادت و ناامیدی به سراغمون بیاد. وقتی حس کنیم به اندازه کافی خوب نیستیم، یا هیچ وقت نمی تونیم مثل بقیه باشیم، انگیزه انجام کارها رو از دست می دیم و دوباره حسش نیست برنده میشه.

  • به تعویق انداختن کارها (اهمال کاری مزمن): اهمال کاری خودش یه عادت مخربه که مثل یه گوله برف کوچیک شروع میشه و بزرگ و بزرگ تر میشه. وقتی یه کار رو به تعویق می اندازیم، همون لحظه یه حس آرامش کوتاه مدت بهمون دست می ده. اما بعداً، با انباشته شدن کارها و نزدیک شدن ددلاین، استرس و اضطراب چند برابر میشه. این استرس و اضطراب، خودش حسش نیست رو تقویت می کنه و ما رو تو یه چرخه معیوب گیر می اندازه.

  • نداشتن روتین و برنامه ریزی روزانه: زندگی بدون ساختار و روتین، مثل یه کشتی بدون ناخدائه که تو اقیانوس سرگردانه. وقتی ندونیم روزمون چطور قراره بگذره و چه کارهایی رو باید انجام بدیم، خیلی راحت تر وقتمون رو از دست می دیم و یهو می بینیم که آخر روز شده و هیچ کاری نکردیم. این بی نظمی، بستر رو برای حسش نیست آماده می کنه.

چطور با این عادت های بد مقابله کنیم؟

خبر خوب اینه که این عادت ها قابل تغییرن و با کمی آگاهی و تلاش می تونیم از شرشون خلاص شیم:

  • حذف یا محدود کردن محرک های منفی: برای مصرف محتوای بی ارزش، یه برنامه زمان بندی دقیق داشته باشید. مثلاً فقط روزی نیم ساعت برای شبکه های اجتماعی وقت بگذارید. یا حتی اپلیکیشن ها رو برای مدتی پاک کنید. وقتی محرک ها رو از بین ببرید، مغزتون فرصت بیشتری برای تمرکز روی کارهای مهم تر پیدا می کنه.

  • جایگزینی عادات بد با عادات سازنده: به جای اینکه فقط یه عادت بد رو حذف کنید، یه عادت خوب رو جایگزینش کنید. مثلاً به جای چک کردن گوشی اول صبح، چند دقیقه مطالعه کنید یا مدیتیشن کنید. این جایگزینی، باعث میشه مغزتون به یه عادت جدید و سالم عادت کنه.

  • تأثیر روابط با افراد مثبت گرا: سعی کنید بیشتر با آدم هایی در ارتباط باشید که مثبت گرا هستن، بهتون انگیزه میدن و شما رو تشویق می کنن. دوری از افراد منفی باف، انرژی شما رو حفظ می کنه و نمی ذاره حسش نیست خیلی راحت سراغتون بیاد.

نقش سلامت جسم و روان، کلید رهایی از حسش نیست

شاید ساده به نظر بیاد، اما سید محمد حسنی زاده تأکید زیادی روی این موضوع داره. یه بدن سالم و یه ذهن آرام، بهترین ابزار برای غلبه بر حسش نیست هستن. تغذیه سالم، خواب کافی و فعالیت بدنی منظم، نه تنها انرژی شما رو افزایش میدن، بلکه به بهبود تمرکز، کاهش استرس و افزایش حال خوب کلی کمک می کنن. وقتی جسم و روانمون در بهترین حالت خودشون باشن، دیگه جایی برای حسش نیست باقی نمی مونه.

اهمیت این سه عامل اونقدر زیاده که اگه حتی بهترین راهکارهای انگیزشی رو هم بدونیم، اما به جسم و روانمون نرسیم، باز هم تو دام حسش نیست میفتیم. پس به این سه رکن اساسی تو زندگی تون اهمیت بدید.

چند تا تمرین کاربردی و راهنمایی طلایی از دل کتاب حسش نیست

تا اینجا حسابی گشتیم و دلایل و ریشه های حسش نیست رو پیدا کردیم و با یه سری راهکارهای کلی هم آشنا شدیم. اما سید محمد حسنی زاده تو کتابش، یه سری تمرینات عملی و توصیه های طلایی هم داره که می تونه حسابی تو این مسیر بهمون کمک کنه. این تمرین ها جوری طراحی شدن که خیلی راحت و بدون دردسر می تونید تو زندگی روزمره تون پیاده شون کنید.

تمرینات عملی برای غلبه بر حسش نیست

آماده اید که دست به کار بشید؟ این تمرین ها رو امتحان کنید:

  • تمرین فهرست حسش نیست: یه دفترچه یا فایل ورد بردارید و هر وقت که این جمله معروف حسش نیست به ذهنتون اومد، سریعاً بنویسید برای چه کاری بود و چه حسی دقیقاً داشتید. مثلاً حسش نیست درس بخونم، چون فکر می کنم خیلی سخته یا حسش نیست ظرف ها رو بشورم، چون خسته ام. بعد از چند روز، به این لیست نگاه کنید. الگوها رو پیدا می کنید: آیا حسش نیست همیشه برای یه نوع خاص از کارها میاد؟ یا همیشه تو یه زمان خاص از روز؟ با شناسایی این الگوها، می تونید به ریشه های عمیق تر این حس پی ببرید و برای حلشون برنامه ریزی کنید.

  • تمرین شروع کوچیک: برای هر کاری که حسش نیست، کوچک ترین قدم ممکن رو پیدا کنید و همون رو انجام بدید. این تمرین، همونطور که قبل تر هم گفتیم، اصل اینرسی رو می شکنه. مثلاً اگه حسش نیست کل اتاق رو مرتب کنید، بگید فقط یه دونه لیوان رو از روی میز برمی دارم. اگه حسش نیست یک ساعت ورزش کنید، بگید فقط ۵ دقیقه پیاده روی می کنم. جادوی این تمرین اینه که اغلب، بعد از اون قدم کوچیک، انگیزه برای ادامه دادن میاد و شما متوجه می شید که آها، اونقدرها هم سخت نبود!.

  • تمرین پاداش های شخصی: مغز ما عاشق پاداشه. برای اینکه مغزتون رو برای غلبه بر حسش نیست آموزش بدید، برای هر بار که این حس رو شکست میدید و کاری رو انجام میدید، به خودتون یه پاداش کوچیک بدید. این پاداش نباید بزرگ باشه، می تونه یه استراحت کوتاه، گوش دادن به یه آهنگ مورد علاقه، خوردن یه میوه خوشمزه، یا حتی ۵ دقیقه دیدن یه ویدئو بامزه باشه. این کار باعث میشه مغزتون به غلبه بر حسش نیست به عنوان یه فعالیت پاداش بخش نگاه کنه و دفعه بعد راحت تر شروع کنید.

خلاصه توصیه های اصلی نویسنده: سه نکته طلایی

سید محمد حسنی زاده در طول کتاب، روی چند تا نکته اساسی و طلایی تأکید زیادی داره که میشه اون ها رو عصاره اصلی پیام کتاب دونست:

  1. اقدام مهم تر از انگیزه است: شاید مهم ترین و اصلی ترین پیامی که نویسنده می خواد به ما برسونه، همینه. ما معمولاً منتظر می مونیم تا انگیزه بیاد و بعد شروع کنیم. اما حسنی زاده می گه نه! اول باید اقدام کنی، حتی کوچک ترین قدم رو برداری، بعد انگیزه میاد سراغت. انگیزه، نتیجه اقدام ماست، نه دلیلش.

  2. کوچیک شروع کن: هیچ کاری نباید اونقدر بزرگ باشه که از شروعش بترسید. هر هدف بزرگی رو به لقمه های کوچیک تر تقسیم کنید و از کوچیک ترینش شروع کنید. این کار هم بار روانی رو کم می کنه و هم حس پیروزی های کوچیک بهتون می ده که خودش انگیزه رو افزایش میده.

  3. به خودت سخت نگیر: دلسوزی و مهربانی با خود، بخش مهمی از این فرآیند مقابله با حسش نیست هست. گاهی اوقات واقعاً نیاز به استراحت داریم، گاهی اوقات خسته ایم و توانایی نداریم. این طبیعیه. به جای سرزنش کردن خودمون، سعی کنیم به نیازهای جسمی و روحی مون توجه کنیم و بهشون رسیدگی کنیم. گاهی اوقات بهترین راهکار برای غلبه بر حسش نیست، اینه که به خودمون اجازه استراحت بدیم و فردا با انرژی بیشتر شروع کنیم.

با پیاده سازی این تمرینات و توجه به توصیه های طلایی سید محمد حسنی زاده، می تونید قدم های بزرگی در مسیر غلبه بر اهمال کاری بردارید و افزایش انگیزه رو تو زندگی تون تجربه کنید.

نتیجه گیری

خب، به انتهای این سفر کوتاه تو دنیای کتاب حسش نیست اثر بی نظیر سید محمد حسنی زاده رسیدیم. حتماً تا حالا متوجه شدید که حسش نیست فقط یه جمله ساده نیست که از دهانمون در میاد؛ این عبارت، نشون دهنده یه وضعیت درونی پیچیده ست که می تونه مانع بزرگی برای رشد و پیشرفت ما باشه. اما خبر خوب اینه که این وضعیت، قابل تغییره و با آگاهی و ابزارهای مناسب، می تونیم کنترلش رو به دست بگیریم.

ما دیدیم که این حس از کجا میاد، چه ریشه های روانشناختی، محیطی و حتی فیزیولوژیکی داره و چه عادت های مخربی اونو تقویت می کنن. از همه مهم تر، با کلی راهکار عملی و تمرینات کاربردی آشنا شدیم که بهمون کمک می کنه تا این غول کوچیک حسش نیست رو شکست بدیم. یادتون باشه، اصلی ترین پیامی که سید محمد حسنی زاده می خواد بهمون بده اینه که انگیزه بعد از اقدام میاد، نه قبل از اون! پس منتظر جرقه نباشید، خودتون اولین شعله رو روشن کنید، حتی اگه خیلی کوچیک باشه.

حالا نوبت شماست! از بین تمام راهکارها و تمرین هایی که تو این خلاصه از کتاب حسش نیست یاد گرفتید، فقط یکی یا دوتاش رو انتخاب کنید. همون که بیشتر به دلتون نشست و فکر می کنید می تونید از همین امروز شروع کنید. همین الان یه کار کوچیک رو که حسش نیست انجام بدید! مطمئن باشید که با همین قدم های کوچیک، می تونید یه تغییر بزرگ تو زندگی تون ایجاد کنید. و اگه این خلاصه براتون مفید بود، حتماً سراغ نسخه کامل کتاب برید. چون هیچ چیزی جای خوندن کامل یه کتاب خوب رو نمی گیره و اونجا می تونید با جزئیات بیشتر و تمرینات عمیق تری آشنا بشید که زندگیتون رو متحول کنه. پس دست به کار بشید و به این حس مزاحم بگید: دیگه حسش نیست که تو باشی!

آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب حسش نیست – سید محمد حسنی زاده" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، آیا به دنبال موضوعات مشابهی هستید؟ برای کشف محتواهای بیشتر، از منوی جستجو استفاده کنید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب حسش نیست – سید محمد حسنی زاده"، کلیک کنید.

نوشته های مشابه